*به پایگاه هفته نامه خبری حوزه (افق حوزه) خوش آمديد* اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
منو اصلی
نام :   
ایمیل :   
اخبار

سایت مقام معظم رهبری

خبرگزاری حوزه نیوز

مدیریت حوزه علیمه قم

صفحه اصلی > نمایش اخبار 


پرس‌وجو شماره خبر: ٤١٦٥٢٨ ١١:٣٥ - 1399/10/29    ارسال به دوست نسخه چاپي


حكمت تشريع تــوبـــه آیت‌الله‌العظمی سبحانی


قرآن در آیات فراوانى مؤمنان را به توبه و بازگشت به سوى خدا دعوت کرده است؛ اکنون سؤال می‌شود هدف از تشریع توبه چیست؟ آیا پذیرش توبه باعث تجرّی و گستاخی انسان به گناه نمی‌شود؟!


قرآن در آیات فراوانى مؤمنان را به توبه و بازگشت به سوى خدا دعوت کرده است؛ اکنون سؤال میشود هدف از تشریع توبه چیست؟ آیا پذیرش توبه باعث تجرّی و گستاخی انسان به گناه نمیشود؟!


پاسخ: از مسایل مهم در تحلیل توبه، تفسیر حکمت تشریع آن است، زیرا قرآن به مسأله توبه عنایت فوقالعادهاى نشان داده و همه گناهکاران را به بازگشت به سوى خدا و ندامت از گذشته دعوت میکند، و با نداى جهانى میفرماید: ]قُلْ یا عِبادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّاللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ[1؛ بگو اى بندگان من که در حقّ خود از حد تجاوز کردهاید، از رحمت خدا نومید نباشید، خدا همه گناهان را میبخشد، او آمرزنده و مهربان است»

درست است که در این آیه، سخن از بخشودن همه گناهان است و سخن از توبه به میان نیامده است ولى با توجه به مفاهیم قرآن روشن میشود که بخشوده شدن گناهان در پرتو عواملى است که عمده آنها توبه و ندامت است و عوامل دیگر نسبت به توبه کمتر دخالت دارند.

باز در آیه دیگر میفرماید:

]... وَتُـوبُوا إِلَى اللّهِ جَمیعـاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ[2؛ اى افراد با ایمان همگى به سوى خدا باز گردید، به امید آن که رستگار شوید»

انگیزه توبه به معنى توجه به سوى خدا، منحصر به ندامت از گناه و خلاف نیست، بلکه همانطور که بعداً یادآور خواهیم شد، بازگشت انبیا و اولیا به سوى خدا و به شکل دیگر است، و لى در عین حال، این آیه با یک دعوت همگانى، توبه را به صورت یک اصل کلى مطرح میکند.

با توجه به چنین و عده و عنایت گسترده، برخى در حکمت تشریع آن دچار اشکال شده و با خود چنین اندیشیدهاند که اعلام پذیرش توبه یک نوع دعوت به معصیت و گناه است و بندگان به اعتماد اینکه در آینده راه توبه به روى آنها باز است، در بخشى از عمر به گناه و نافرمانى روى میآورند.

البته اشکال یاد شده، مخصوص به تشریع توبه نیست،چنین اندیشههاى خام در هر نوع عملى که اسلام آن را مایه بخشودگى گناه معرفى کرده، حاکم است، چنانکه مخالفان شفاعت نیز همان را دستآویز خود ساختهاند و ما چون در بحث شفاعت پیرامون راز تشریع و حدود تأثیر آن بحث جداگانهای مطرح میکنیم، اکنون فقط به تشریح علت تشریع توبه میپردازیم، اینک بیان مطلب:

قرآن یکى از صفات برجسته پیامبران را، مسأله امید به رحمت و ترس آنان از عذاب الهى بیان میکند و اینکه پیوسته آنان در درون خود امید را با خوف ممزوج کرده و در عین ترس از دوزخ، به بهشت حق امیدوار بودند قرآن در این مورد آنان را چنین توصیف میکند:

]...وَیَدْعُونَنا رَغَباً و رَهَباً و کانُوا لَنا خاشِعینَ[ 3

ما را در حال امید و اشتیاق به رحمت، و ترس از خشم و عذاب، با خضوع کامل میخوانند.

شما سراسر آیات قرآن را در نظر بگیرید، پیوسته سخن از دوزخ و عذاب، با سخن از بهشت و نعمت همراه است.

این تقارن، به خاطر آن است که در قلمرو تربیت، تنها ایجاد ترس و خوف کافى نیست، بلکه در کنار آن باید رجا و امید را نیز پرورش داد و به آنان گفت: اگر خدا جهنم و دوزخى دارد، جنت و بهشتى نیز دارد، تا گِرد زشتیها نروند و از آنها دورى جویند و اگر روزى آلوده شدند، از رحمت گسترده او مأیوس نشوند، و مردم در کنار خوف از عذاب الهى به رحمت او نیز امید و رجا داشته باشند.

قرآن پیامبران الهى را به عنوان منادیان امید و بیم معرفى کرده میفرماید:

]کانَ النّاسُ أُمَّةً و احِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ و مُنْذِرینَ...[4 مردم یک گروه بیش نبودند، سپس خدا پیامبران را در حالى که نوید و بیم دهنده بودند، برانگیخت.

تا اینجا نقش امید در سازندگى یک انسان بهطور اجمال روشن گشت. این مسأله بهاندازهای و اضح است که نیاز به توضیح بیش از این ندارد. آنچه مهم است، اینکه یادآور شویم که و عده پذیرش توبه تحت شرایطى، شاخهای از ایجاد امید در دل گنهکاران است که در آینده خود تجدیدنظر کنند، از گمراهى بازگشته، و از قانونشکنى دست بردارند، و هرگز توبه عامل تشویق بر خلاف کارى و قانون شکنى در زندگى دینى نیست، اینک توضیح این قسمت:

شکى نیست که هر انسانى (مقصود انسانهاى معمولى و عادى است نه اولیاى معصوم الهى) در طول زندگى به خاطر طغیان غرایز و امیال نفسانى، به یک رشته خلاف و گناه کشیده شده و سرانجام کیفرهایى در نامه اعمال او نوشته میشود؛ حالا اگر این انسان راه توبه را به روى خود بسته ببیند، با خود چنین میاندیشد: اکنون که سرنوشت من جز عذاب الهى و کیفربینى، چیزى نیست، پس چرا در باقیمانده عمر، از لذتهاى نفسانى و اعمال غرایز خوددارى کنم؟ من که اهل دوزخ و آتشم، چرا در آینده زندگى، از لذت گناه باز بمانم. بدون شک با چنین عقیده، به فکر اصلاح خود نمیافتد و به خلافکارى خود ادامه میدهد، و پیوسته این مثل را زیر زبان زمزمه میکند، آب که از سر گذشت، چه یک و جب، چه صد و جب. چه یک نى، چه صد نى.

ولى چنین انسانى باید به مسأله توبه معتقد باشد و باور کند که خداى قهّار کیفرده، سنت دیگرى را نیز در مسیر گنهکاران دارد، و آن اینکه اگر در باقىمانده زندگى تصمیم بگیرند که دیگر گرد گناه و خلاف نروند، و از قانونشکنى و خلافکارى دست بردارند، در این صورت خدا گناهان پیشین آنان را بخشیده و در این حال، سرنوشت آنها با سرنوشت صالحان و پاکان یکسان خواهد بود. در چنین حالى، دست از گناه و خلاف کشیده به صلاح و تقوا روى میآورد.

یک چنین نور امید، در زندگى این انسان دگرگونى عظیمى ایجاد مینماید و آهنگ زندگى او در آینده عوض شده و از مسیر پیشین، فاصله خواهد گرفت.

از این بیان روشن میشود که توبه، نه تنها عامل تشویق به گناه نیست، بلکه عامل کاهش گناه و خلاف میباشد و چه بسا از این طریق، هزاران فرد آلوده، در نیمه دیگر زندگى، به پاکى و پیراستگى گرویده و از حجم جرایم و گناهان کاسته میشود.

شما اگر به قوانین حاکم بر زندانها در جهان، نظرى بیفکنید، کسانى را مشاهده خواهید نمود که به زندانهاى ابد یا دراز مدت محکوم میشوند، و لى در کنار این قانون، یک اصل دیگر بر عموم زندانیان حکومت میکند و آن اینکه اگر بر متصدیان بى طرف زندان ندامت و پشیمانى زندانى آشکار گردد و بدانند که او از صمیم دل از گناه خود پشیمان است، در این صورت عفو او را از مقامات مسئول میخواهند. حال، اگر چنین اصلى و جود نداشت و زندانى میدانست که دگرگونى و ندامت و پشیمانى در سرنوشت او تأثیرى ندارد، در این صورت نه تنها در زندان، و ضع خود را عوض نمیکرد، بلکه چه بسا اسباب دردسر مأموران را نیز فراهم میآورد.

از برخى از آیات استفاده میشود که اگر تهدید به کیفر، یکى از پایههاى اتمام حجت از جانب خدا است، نویدهاى شادى بخش نیز پایه دیگر آن را تشکیل میدهد. از جمله آنجا که میفرماید:

]رُسُلاً مُبَشِّرینَ و مُنْذِرینَ لِئَلاّ یَکُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَالرُّسُلِ...[5

پیامبرانى نوید بخش و بیم دهنده بر انگیخت تا پس از آمدن پیامبران، مردم بر خدا حجت و دلیلى نداشته باشند.

پندار پیشین(باز کردن باب توبه نوعى ارایه چراغ سبز براى خلافکاران است) در صورتى میتواند رنگ استدلال به خود بگیرد که توبه در هر شرایط و به هر صورت مایه نجات انسان باشد، در حالىکه توبه براى خود شرایطى دارد که بسا قسمتى از آنها براى انسان‌‌های گنهکار فراهم نگردد. در این صورت چگونه میتواند یک انسان گنهکار بدون آگاهى از امکان تحصیل شرایط، به امید توبه گناه کند و قانونها را بشکند، چه بسا برخى از این شرایط در آینده ممکن نباشد.

یکى از این شرایط تکوینى توبه، بقاى حیات و زندگى است. و هرگز هیچ گنهکارى قطع و یقین به حیات خود ندارد. در این صورت، چگونه میتواند با شک و تردید نسبت به حیات آینده، به امید توبه گناهى را مرتکب شود؟

آرى، گاهى برخى از مجرمان به امید توبه مرتکب گناهان میشوند، چنین افرادى، خود را فریب میدهند و اگر هم باب توبه به روى آنان باز نبود، دست از گناه بر نمیداشتند. و لى براى ظاهرسازى مسأله توبه و بازگشت به سوى خدا را مطرح میکنند.

اصولاً سوءاستفاده از هر اصل صحیحى امکانپذیر است، و لى این سبب نمیشود که آن اصل تشریع نشود و از برنامه تربیتى مربیان حذف گردد.

ما، در برابر یک و اقعیت انکار ناپذیرى هستیم و آن اینکه نوع و غالب انسانها در طول زندگى خود، جدا از گناه و خطا نیستند و افراد پیراسته در میان آنها بسیار کم و انگشت شمارند. و سرانجام به این و اقعیت میرسیم که گناه از فرد و جامعه منفک و جدا نیست، خواه باب توبه بر روى بشر باز باشد و یا به روى او بسته گردد. در چنین شرایط، تشریع توبه کمک به سعادت انسان است نه به شقاوت و بدبختى او....

آرى اگر فرد و جامعه در صورت بسته شدن باب توبه، از گناه مصون، و یا توبه مایه تَجَرّى بود، در این صورت تشریع توبه برخلاف حکمت به حساب میآمد، در حالىکه حقیقت بر خلاف آن است. انسان با یک رشته غرایز مرزنشناسى آفریده شده و غالباً تعقّل و تمایلات فوقانى او مقهور غرایز و تمایلات پایین او است و این مطلب به صورت یک پدیده اجتنابناپذیر درباره انسان محرز است. در این صورت، تشریع توبه عامل پیدایش گناه و یا فزونى آن نخواهد بود، بلکه روزنه امیدى براى رهایى از اسارت شهوتها و نجات از شقاوت و بدبختى است.

با این تحلیل، به یکى از رازهاى مهم تشریع توبه آگاه شدیم و بسیار مناسب است برخى از روایات را که به گونهای به این حکمت اشاره دارند یادآور شویم:

1. محمد بن مسلم از امام باقر(ع) سؤال میکند: اگر کسى گناه کرده و توبه نموده، امّا باز توبه را شکسته و مرتکب گناه شده، آنگاه توبه نموده است، آیا خدا توبه چنین فردى را میپذیرد؟

امام در پاسخ این سؤال چنین فرمودند: هرگاه مؤمن، با طلب آمرزش و توبه به سوى خدا باز گردد، خدا نیز با آمرزش به و ى مینگرد، خدا بخشاینده و مهربان است، توبه را میپذیرد و از بدىها میگذرد.

آنگاه فرمود:

فَایّاکَ أَنْ تُقَنِّط المْؤْمِنینَ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ؛6 مبادا افراد با ایمان را از رحمت خدا مأیوس سازى»

2. امیرمؤمنان(ع) در کلمات قصار خود چنین میفرماید: ]اَلْفَقیهُ کُلُّ الْفَقیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ، و لَمْ یُؤْنِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللّهِ، و لَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللّهِ[؛7 انسان فهمیده و با کمال کسى است که مردم را از رحمت خدا ناامید نگرداند، و آنان را از لطف و رأفت خدا نومید نسازد و (در عین حال) از عذاب ناگهانى خدا مطمئن نگرداند.

در این حدیث، به دو عامل تربیتى ـ یعنى بیم و امید ـ توجه کامل شده است. آنان که تنها به امید تکیه میکنند، یهودى و یا یهودى صفتاند که به امید رحمت از هیچ جنایتى خوددارى نمیکنند و آنان که تنها به بیم و خوف از غضب خدا تکیه میکنند، افراد مأیوسى خواهند بود که هرگز توبه نیز مایه نجات آنها نخواهد بود.

3. زُهَرى از عالمان دربار اموى بود، روزى دستور مجازات و تنبیه فردى را صادر کرد، آن فرد در حین مجازات جان سپرد زهرى از این حادثه به و حشت افتاد، شهر و خانواده خود را ترک نموده و به غارى پناه برد، مدت نُه سال در آن جا اقامت نمود، تا آنکه در ایّام حج شرفیاب محضر امام سجاد(ع) شد. امام(ع) به او فرمود:

إنّى أخافُ مِنْ قُنُوطِکَ ما لا أَخافُ مِنْ ذَنْبِکَ.

من از یأس و ناامیدى تو از رحمت الهى، بیش از گناهى که مرتکب شدهای ترسانم.

آنگاه فرمود:

دیه مقتول را به و ارثان او پرداخت کن و به سوى خانواده خود بازگرد و به فراگیرى برنامههاى دینى خود بپرداز.

از سخنان امیدبخش امام(ع) نور امیدى در روان تاریک زهرى درخشید، از انزوا و خمودگى نجات یافت، و از آن پس در شمار اصحاب و یاران امام جاى گرفت 8. 9 10 .

منبع : پایگاه اطلاعرسانی آیتاللهالعظمی سبحانی

..............................................

پینوشتها

1. زمر/53.

2. نور/31.

3. انبیاء/90.

4. بقره/213.

5. نساء/165.

6. بحارالأنوار:ج6، ص20، باب 20، روایت 71.

7. نهج البلاغه: کلمات قصار، شماره 90.

8. بحار الأنوار:ج46،ص132; علامه مجلسى این روایت را از مناقب ابن شهر آشوب نقل کرده است. البته داستان مزبور با اندکى تفاوت در مجموعه و رام نیز نقل شده است.

9. منشور جاوید، ج8، ص 214 ـ 220.

10. اندیشههای جاوید، ج 2، ص 150.


خروج